مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و دانش آموخته مهندسی عمران ، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم.

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




اعلام خبر بررسی احکام اعدام شش نفر از افرادی که ظاهرن در پی اعتراضات روز عاشورا دستگیر شده اند، نشانه ای دیگر از آغاز پروژه ی جدید ایجاد ترس در جامعه است.
این خبر در کنار اخبار مربوط به دستگیری سی نفر از به اصطلاح «فعالین عرصه جنگ سایبری» تکمیل کننده پازل تکرار روش 22 بهمن در سرکوب اعتراضات احتمالی در چهارشنبه پایان سال را تکمیل می کند.
انتشار این اخبار در کنار اظهارات تهدید آمیز مسوولان انتظامی و قضایی اما نشان می دهد که حکومت همچنان معتقد است جنبش اعتراضی پایان نیافته و هر لحظه امکان دارد آتش اعتراضات شعله ور گردد.

در این شرایط حمله «ارازل و اوباش» به خانه مهدی کروبی و شکسته شیشه های منزل وی و پاشیدن رنگ بر دیوار خانه و شعار نویسی علیه سران اصلاحات و رهبران معترضان را می توان تلاش برای تست شرایط برای اعمال محدودیت های تازه و یا اقدام نهایی قلمداد کرد.
به هر حال تا زمانی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دیگر سران منتقد شرایط حاضر اعتراضات خود را ادامه می دهند بخش قابل توجه ای از معترضان همچنان در صحنه خواهند بود.

اما همچون چند نوشتار گذشته باید تاکید کرد که مبارزه طولانی نیاز به یک برنامه مدون و اهداف ملموس و دست یافتنی دارد. معترضان نیز تضمین نمی دهند تا هر زمان در صحنه اعتراضات حاضر باشند و هزینه بدهند.
باید خواسته های مشخصی را طرح و برای فشار به حکومت هزینه متناسب به آن را پرداخت کرد. موسوی یکبار این خواسته ها را در قالب بیانیه پنج ماده طرح کرد اما مشخصن چون منوط به تکمین حکومت بود حاصلی در پی نداشت.
باید به بررسی مجدد توان جنبش پرداخت و خواسته ها را باز تعریف کرد و برای عملیاتی شدن آنها برنامه ریزی و سازماندهی های لازم را انجام داد. در آن صورت است که تداوم جنبش تضمین می گردد و می توان به تغییراتی موثر دلخوش بود.




رفتار حکومت پیش از آخرین چهارشنبه سال مشابه همان رفتاری است که پیش از 22 بهمن ماه در پیش گرفته بود. بخشی از عدم شکل گیری اعتراضات مردمی مشابه دفعات پیشین نیز ناشی از آمادگی حکومت قلمداد می گردد.
بر اساس این الگو می توان پیش بینی نمود که «چهارشنبه سوری» امسال حتی ممکن از مراسم هر ساله نیز کم رمق تر برگزار گردد. گرچه به هر حال جنبش نشان داده است که رفتارش در مواقع مختلف قابل پیش بینی نیست و بر اساس الگوی مشخصی رفتار نمی کند.

اما باید توجه داشت که یک جنبش اجتماعی سیاسی برای تداوم خود نیازمند یک دورنمای مشخص است. موضوعی که در مطلب «در جستجوی دورنمای جنبش سبز» نیز به آن اشاره شد.
نفس حضور و پرداخت هزینه که به مرور زمان بیشتر این هزینه افزایش یافته است نمی تواند بقای جنبش را تضمین کند. توجه به الگوی مبارزاتی آیت الله خمینی و جنبش انقلابی 1357 می تواند کمک کننده باشد.

آیت الله خمینی در مقاطع زمانی مختلف اهداف و شیوه هایی را طرح و پیشنهاد می کند که با توان جامعه تناسب داشته و انگیزه لازم را نیز به مبارزان تزریق می نموده است.
در حالی که در جنبش اخیر برخی خواستهای طرح شده از خواست مردم بسیار عقب تر بوده و یا از توان مردم بسیار فراتر. برخی دورنماهای طرح شده نیز به هیچ عنوان تصویر روشنی از آینده سیاسی ایران ارائه نکرده است.
به طور مشخص در شرایط حاضر طرح اجرای بدون تنازل قانون اساسی فاقد ارزش و کارکرد لازم است. ساختار نظام سیاسی موجود برخواسته از قانون اساسی است. به عبارت دیگر قدرت مستقر از خلاهای و کلی گویی های قانونی برای گسترش قدرت مطلقه خود بهره برده است و تغییر شرایط جز با تغییر این ساختارها و زمینه های پیدایش شان ممکن نیست.

باید پذیرفت تا زمانی که زمین بازی را جریان حاکم برای ما تعیین کند موفقیت دور از دسترس خواهد بود. همچنان باید بر اتخاذ سیاست های مبارزاتی روشن که قابلیت اجرا نیز داده باشد تاکید کرد. ضمن آنکه ظرفیت جامعه برای مبارزه طولانی و مستمر با حاکمیت قدرتمند مستقر را نیز باید افزایش داد.




تارنمای تحول سبز در خبری مدعی شد «اطلاعات بسیار موثقی از طریق یکی از ماموران امنیتی شاغل در بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین به دست خبرنگار تحول سبز رسیده است که شامل اسامی۱۹۲ نفر از زندانیان سیاسی که تا روز ۱۸ اسفند در بازداشتگاه اوین بسر می برده اند، می باشد.»
این شیوه اطلاع رسانی در چند وقت اخیر در بسیاری از سایت های حامی جنبش سبز مشاهده شده است. پیش از این نیز وب سایت های خبری وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور در برخی موارد از ادبیات و شیوه مشابه استفاده می نمودند.
جالب آنکه در سایت های هوادار دولت احمدی نژاد و حتی برخی خبرگزاری های به ظاهر رسمی همچون ایرنا و فارس نیز گزارش های اینچنینی به شدت رواج یافته است.

کلید واژه های «اطلاعات بسیار موثق» و یا اشاره به منبعی که خبر را منتشر کرده به نحوی که حتی امکان شناسایی این منبع وجود دارد در این نحوه اطلاع رسانی قابل توجه است.
به هیچ عنوان بحث این نوشتار بررسی صحت و سقم این خبر نیست. بلکه اشاره به نکاتی است که رعایت آنها می تواند اعتماد مخاطبان را جلب و رعایت اخلاق حرفه ای اطلاع رسانی را تضمین کند.
در خبر فوق اشاره به منبع به شکل طرح شده می تواند خطراتی را ایجاد نماید. ماموران امنیتی بند مذکور مشخصا افراد محدودی هستند که ممکن است مورد پرسش قرار بگیرند و هویت منبع مذکور مشخص شود.

مطمئنن تنظیم کنندگان خبر از این میزان هوشیاری برخوردار هستند که توجه نمایند انتشار این خبر به این صورت چه خطراتی را برای منبع دارد پس احتمال غیرواقعی بودن منبع بسیار است.
آیا نتیجه گیری فوق در صحت اصل خبر برای مخاطبان تردیدهایی را به وجود نخواهد آورد؟ آیا بهتر نبود از عبارت «یک منبع آگاه» استفاده می شد که حرفه ای و عبارتی خنثی است که قضاوت های منفی و مثبت را به همراه ندارد؟
در شرایط حاضر باید دقت کرد که در انتشار اخبار صادقانه و «حرفه ای تر» رفتار کنیم تا اعتماد مخاطبان جلب گردد. اگر برخی اشتباهات سهوی نیز صورت می گیرد باید شجاعت عذرخواهی را داشته باشیم. مطمئنن این رفتار به مخاطبان اعتماد مضاعف خواهد داد.
این تنها اشاره به یک مورد به عنوان نمونه بود. همچنین باید توجه داشت که همه این موارد با در نظرگرفتن خطرات و مشکلاتی است که این روزها خبرنگاران و گردانندگان سایت های حامی جنبش در ایران با آن روبرو هستند و چنین نکات و اشکالات کوچکی ارزش کار بزرگی که صورت می گیرد را کم نخواهد کرد.




بررسی وقایع سال گذشته در همین روزها می تواند مشخص کند که فضای آن زمان چگونه بوده و حاکمیت در آن زمان چگونه می اندیشیده است.
«احمد جنتی: دشمنان ایران اسلامی که در فکر براندازی نرم هستند، به دنبال این هستند که رئیس جمهوری بر سر کار آید که به خودشان و مقاصدشان نزدیک تر باشد.» [+]
این سخنان دبیر شورای نگهبان تنها چند ماه مانده به انتخابات بیان شده است. در همان زمان آرش کمانگیر در این مورد نوشت: «کسی نیست به آقای حجت الاسلام یادآوری کند که اساسا انتخابات یک ابزار براندازی ِ نرم است.»

همان زمان در این مورد نیز اشاره کردم: «در حکومتی که بدون تایید شورای نگهبانی که اتفاقن احمد جنتی بر آن تکیه زده و اعضایش توسط رهبر انتخاب می شوند کسی نمی تواند کاندیدای انتخابات رایست جمهوری ، مجلس و خبرگانش شود چه جای طرح چنین نگرانی وجود دارد.
در مرحله پس از انتخاب نیز که تا رهبر حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکند رئیس جمهور مشروعیت پیدا نخواهد کرد. این حرفهای جنتی و امثال این سخنان آیا تنها لفاظی های سیاسی و انتخاباتی است؟ و یا واقعن بخشی از حاکمیت در این مورد نگران است؟»

اما آن نگرانی ها تبدیل به کابوس حاکمیت شد و براندازی نرم جایش را به براندازی سخت داده است. حاکمیت مستقر حتی حاضر نشد در رقابتی دموکراتیک و براساس رای مردم دولت را واگذار نماید.
گرچه در آن زمان راهکار سپردن سکان نهادهای انتصابی تحت کنترل رهبر به افراد معتدل بود اما وقایع نه ماهه اخیر عیان کرد که این راهکار نیز بی نتیجه و کم اثر است.
بخش قابل توجه و موثری از جامعه به تغییرات اصولی تر فکر می کنند. تغییراتی که از آن می توان به اصلاح ساختار نظام  سیاسی موجود و محدود نمودن قدرت نهادها و افراد غیرنتصابی و افزایش اثربخشی اراده عمومی در تشکیل نهادهای انتخابی همچون مجلس و دولت تعبیر کرد.




رسانه های وابسته به سپاه پاسداران و عناصر دسته چندم وابسته به جریانات شبه نظامی حامی احمدی نژاد در ماه اخیر سعی کرده اند با انتشار اخبار دروغین سید محمد خاتمی را تحت فشار قرار دهند.
در تازه ترین اقدام بنگاه خبرسازی و خبرپراکنی فارس که وابسته به سپاه است مدعی شد که رئیس جمهور پیشین کشورمان ممنوع الخروج شده است.
این وب سایت حامی دولت احمدی نژاد مدعی شد این موضوع را عباس امیری‌ فر دبیر اجرایی جامعه وعاظ تهران و به نقل از یک مقام اطلاعاتی در محفل خصوصی روحانیون این تشكل عنوان كرده است.

در همین حال روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران انقلاب نیز که پس از انتخابات به منبع اخبار غیرواقعی و غیر مستند تبدیل شده است در خبر دیگری مدعی شد : « نماینده تام‌الاختیار خاتمی با مراجعه با یكی از دفاتر پلیس +10 در یكی از مناطق شرق تهران اقدام به گرفتن پاسپورت می‌كند كه با توجه به مدارك ارسالی پاسپورت خاتمی بنا به درخواست وی متفاوت از گذشته، ‌‌بدون لباس روحانیت و با كت و شلوارصادر شده است.»
سایت جهان نیوز وابسته به زاکانی از نمایندگان حامی احمدی نژاد نیز سعی کرده نتیجه بگیرد که خاتمی می خواسته با لباس مبدل از کشور خارج شود امری که مضحک و دروغ بودن آن روشن است. 
مشخص است که خروج خاتمی با توجه به مسوولیت های پیشین او بدون اطلاع نهادهای امنیتی و تشریفات رسمی امکان پذیر نیست.

همه این اقدامات خبر از ترس و واهمه جریانات تمامیت خواه دارد که همچنان به خاطر هشت سال اصلاحات و تلاش رفرمیست ها برای بهبود اوضاع عصبانی و سرخورده هستند.
اصلاحاتی که زمینه گسترش آگاهی جامعه را فراهم ساخت و جنبش های مختلف اجتماعی و سیاسی را تقویت کرد. جنبش هایی که در شرایط حاضر در تقویت جنبش دموکراسی خواهی اخیر موثر هستند.

اما تنها اقتدارگرایان درون کشور نیستند که از رهبر اصلاحات ایران واهمه دارند. مخالفان خارجی نیز به اسناد این اخبار دورغ مدعی شده اند که خاتمی برای رهبری جریان اعتراضی قصد خروج از کشور را داشته و می خواسته با تغییر لباس خود افکار عمومی را فریب دهد.
با وجود همه انتقاداتی که به عملکرد هشت ساله خاتمی وارد است اما وی همچنان از محبوب ترین رهبران سیاسی تاریخ معاصر ایران به حساب می آید، رهبری که به نشان داده به اخلاق در عرصه سیاست پایبند است. اینگونه سناریو نویسی ها و دروغ پراکنی ها نمی توان تصویر سید محمد خاتمی را مخدوش نماید.




بی بی سی: در هفته ویژه‌ای که بی بی سی «اینترنت، قدرت برتر» نامگذاری کرده نگاهی می کنیم به لحظه‌هایی از زندگی روزمره چند وبلاگ نویس فارسی زبان از سراسر دنیا. نخستین برنامه درباره مهدی محسنی، نویسنده وبلاگ «جمهور» است که می‌گوید در ایران وبلاگش از خودش معروف‌ تر بود.





در چند ماه اخیر و به خصوص پس از راهپمایی 22 بهمن که منجر به نتایج دلخواه جنبش اعتراضی نشد بسیاری در پی علت یابی و شناسایی نقاط ضعف و قوت جنبش برآمدند.
در آن شرایط برخی انگشت اتهام را به سمت جریانات سیاسی خارج و داخل از کشور نشانه رفتند و به استراتژیهای اتخاذ شده را دلیل عدم کامیابی قلمداد کردند.

اما واقعیت آنست که هر جنبش و حرکتی برای به ثمر رسیدن و پیمودن راه خود نیاز به انگیزه و اهداف مشخص دارد. انچه که شاید حرکتی را به پیش می برد همانا «دورنمای قابل دسترس» آن است.
در روزهای پس از انتخابات درونما و هدف مشخص و دستیابی به آن چندان سخت نمی نمود. دورنمایی که در شعار «رای من کجاست» تبلور یافته و هدف برکناری محمود احمدی نژاد بود.

اما در ماه های پس از آن و با اعمال خشونت بی سابقه و سرسختی رهبر و جریان حاکم در حمایت از محمود احمدی نژاد و اصرار بر نفی تقلب صورت گرفته به نوعی دور نما و هدف گم شده است.
نه رهبران جنبش سبز و اصلاحات توانسته اند خواسته هایی مشخص و قابل قبول برای جنبش ترسیم نمایند و نه دورنمایی واضح از تحولات آینده ارئه شده است.
به نظر می رسد به دلایل مختلف از جمله ناهمگونی جریانات حاضر در حرکت اعتراضی، تلورانس خواسته های معترضان از تغییر احمدی نژاد تا سرنگونی جمهوری اسلامی و بی تصمیمی و فشار حداکثری حکومت بر مخالفان از دلایل تشدید کننده این شرایط باشد.

در این شرایط جنبش به اهداف قابل دسترسی، دورنمای مشخص و اتخاذ استراتژی های قابل اجرا نیازمند است. همه اینها نیز در میدان بازی باید تعیین گردد.
بازی گران این میدان و راهبران آن یعنی جریانات و فعالان سیاسی و مدنی داخل کشور هستند که با درک صحیح از خواسته ها و توانایی های هواداران می توانند در انتخاب قدم بعدی مبارزه کم خطاتر از دیگران رفتار کنند.
در غیر این صورت باید منتظر استهلاک و تضعیف حرکت اعتراضی که در نه ماه اخیر رشد یافته و در مرحله تولدی دوباره قرار دارد بود.




هنگامی که مقام های آمریکایی و غربی از جنبش اعتراضی مردم ایران و یا اصلاح طلبان حمایت می کنند اقتدارگرایان آنرا برجسته و به عنوان سند سرسپردگی مخالفان قلمداد می کنند.
اما مخالفان معتقدند که رفتار دولت احمدی نژاد و رهبر ایران بیشترین کمک را به کشورهای غربی و همسایگان عرب نموده تا منافع ملی ایران را تهدید و چهره ای مخدوش از ایران ارائه کنند.
ضمن آنکه روسیه و چین نیز با بهره بردن از برگ ایران در مواجهه با غرب منافع خود را تامین می کنند.

دیروز ژنرال آمریکایی، پتریوس در مصاحبه با سی ان ان مدعی شد که « محمود احمدی نژاد "بهترین مامور استخدام (متحد) برای ما بوده است». سخنی که گرچه برای اولین بار به این صراحت اعلام می گردد اما تازگی ندارد.
چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز، گزارشی از کنفرانس ایپاک، لابی قدرتمند یهودیان در آمریکا، با عنوان "سخنرانان آیپاک، احمدی نژاد را هدیه ای برای اسراییل می دانند" توسط فیلیپ وایس، روزنامه نگار "آنتی صهیونیست" آمریکایی منتشر شد. 

در این گزارش به نقل از ایلان برمن ، معاون شورای سیاست گذاری آمریکا تأکید شده بود "که احمدی نژاد هدیه و لطفی است که بر ما ارزانی شده است. اگر مردم ایران، احمدی نژاد را در انتخابات ماه آینده به ریاست جمهوری ایران برنگزینند، موقعیت آیپاک در زمینه تبلیغ علیه سلاح های اتمی ایران آسیب خواهد دید". 
وی در ادامه سخنان یادآور شده است: "علی خامنه ای، مسئول سیاست دفاعی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است و احمدی نژاد، بسیار زیاد در خط او قرار دارد. چهار تا پنج سال است که سخن از توانایی ها و عدم توانایی های احمدی نژاد می رود. او هدیه ای است که ما به حفظ و نگاهداری آن نیازمند هستیم".

همچنین در این گزارش اشاره شده بود که "کن پولاک، عضو برجسته ی دیگر آیپاک، در پاسخ به پرسشی در مورد امکان عدم انتخاب احمدی نژاد در انتخابات، تصدیق کرد که در آن صورت باید نگران بود. خطراتی در کار خواهد بود. یک نفر از دستگاه بوش گفته بود که احمدی نژاد، بهترین دیپلمات برای ماست. چرا که هر وقت که او دهان باز می کند، یک کشور جدید را وارد اردوگاه متحدین و یاران ما می سازد. 
ولی اگر به جای او ما با شخص دیگری طرف باشیم که همان مبانی سیاست احمدی نژاد را، از طریقی آرام تر و کمتر حادثه برانگیز، پی بگیرد، کار ما برای همراه کردن دیگران با خودمان سخت خواهد شد. ما باید به او کمک کنیم که برنده شود. بدون احمدی نژاد، ما، در چالش با ایران، مأموریتی دشوار در پیش رو خواهیم داشت". 




تحولات هشت ماه اخیر و آنچه که حکومت در قبال فعالان سیاسی و مدنی انجام داده است مشخص می کند که جریان حاکم به چه میزان همچنان از گفتمان رفرمیستی و فعالان وابسته به این جریان وحشت دارد.
امروز اگر محسن میردامادی ، دبیرکل جبهه مشارکت و مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در زندان هستند به علت درک نفوذ و تاثیرگذاری جریان رفرمیستی است.

جریانات رفرمیستی تنها در 12 سال اخیر توانسته اند با وجود همه فشارها و محدودیت ها توان بسیج اجتماعی و جذب و سازماندهی نیروهای مردمی خود را به رخ حکومت بکشند.
در همین حال مشی اصلاح طلبانه و روشهای کم هزینه و میانه روی این جریان باعث شده است بخش قابل توجه ای از نیروهای فعال اجتماعی که حاضر به پرداخت هزینه رفتارهای تندتر را ندارند با این جریانات همراه شوند.

در این شرایط است که تقویت این جریانات و حمایت از مشی و روش رفرمیستها بیش از پیش حس می گردد. تنوع طیف اصلاح طلب نیز نقطه قوت دیگر این حرکت است.
نیروهای ملی مذهبی، چپ های سنتی، نیروهای لیبرال و جریانات مذهبی در این جبهه حضور و نماینده دارند. جریانات قومی و اقلیت ها مذهبی نیز در مقاطع مختلف از رفرمیست ها حمایت کرده اند.
گرچه جنبش سبز در شرایط حاضر طیف گسترده ای از نیروهای فعال اجتماعی را در خود جا داده است اما گفتمان رفرمیستی نقش و توان پررنگی در این جنبش دارد.

به باور من حفظ هویت اصلاحی و تقویت و تشکل بیش از پیش این جریان پس از اتفاقات هشت ماه اخیر می تواند در نهایت منجر به تقویت جنبش سبز و خواسته های ضد استبدادی این جنبش گردد. 
تشکلی که به هرحال در این دوران فشار و تحدید دچار مشکلات و از هم گسیختگی هایی شده است. پیوند دوباره میان جریان رفمیستی، جنبش دانشجویی و جنبش زنان می تواند نقطه شروع دوباره برای دمیدن روح تازه در کالبد جنبش اعتراضی قلمداد گردد.